مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • تاریخ سیستان | ‌تاریخِ سیسْتان، کتابی به زبان فارسی دربارۀ تاریخ سیستان. این کتاب نخستین بار با همین عنوان، بدون تصحیح انتقادی و تنها به انگیزۀ حفظ متن از خطر نابودی، در سالهای 1299-1302ق / 1881-1884م به صورت پاورقی در روزنامۀ ایران (تهران، شم‍ 474-564) به چاپ رسید.
  • تاریخ طبری | تاریخِ طَبَری، بزرگ‌ترین و پرآوازه‌ترین اثر مکتوب تاریخیِ بر جای مانده از سده‌های 3-4ق، مشتمل بر یک دوره تاریخ عمومی از آفرینش تا سال 302ق، تألیف محمد بن جریر طبری (د 310ق / 923م).
  • تاریخ قم | تاریخِ قُم، اثری در تاریخ و جغرافیای شهر قم با برخی اطلاعات دربارۀ فرهنگ و جامعۀ این شهر تا سدۀ 4ق / 10م، تألیف حسن بن محمد قمی (د پس از 378ق / 988م). دربارۀ مؤلف، آگاهی ما در بیشتر موارد تنها متکی بر همین کتاب است که اینک فقط ترجمۀ ناقصی از آن به زبان فارسی در دست است
  • تاریخ گردیزی* |
  • تازا | تازا، یا تازه، شهری‌کهن در شمال شرقی‌مراکش. این شهر با جمعیتی حدود 142 هزار تن (1384ش / ٢٠٠٥م) در°٣٤ و´٢٢ عرض شمالی و°٤ و ´٢ طول غربی ...
  • تازه بهار | تازه بَهار، روزنامۀ سیاسی ـ ادبی که در مشهد در دو دورۀ جداگانه منتشر می‌شد.
  • تاریخ‌نگاری |
  • تاریفا* |
  • تاسوعا* |
  • تأسیسی و امضایی* |
  • تاش فراش | تاشْ فَرّاش، سپهسالار و امیر نامدار عصر غزنوی (مق‍ ح 429ق / 1038م). نخستین‌بار در منابع از تاش فراش در حوادث سال 421ق یاد شده است که وی همراه مسعود غزنوی در اصفهان بود و همان‌جا خبر درگذشت سلطان محمود را دریافت کرد.
  • تأسیس* |
  • تاشفین* |
  • تاشکند | تاشْکَنْد، شهری کهن و پایتخت جمهوری ازبکستان و استانی به همین نام در آن کشور. شهرتاشکند در °41 و ´20 عرض ‌شمالی ‌و °69 و ´18طول شرقی، در ارتفاع450-480 متری ازسطح دریا، در شمال شرقی ازبکستان...
  • تاشفین الموسوس* |
  • تاشفین بن علی* |
  • تافیلالت | تافیلالِت، ناحیه‌ای آباد در جنوب شرقی مراکش. تافیلالت نامی است بربری و در منابع به صورتهای تافیلات، تافیلِت، تافلالت، تافللت، تافلاله و فلاله نیز آمده است (نک‍ ‍: ابن خلدون، عبدالرحمان، ۶۳ / ۶؛ شحاده، 6 / 63؛ ابن زیدان، ۲۱۷ / ۱؛ مونس، ۲(۳) / ۱۲).
  • تاکرنا | تاکُرُنّا، نام کوره و ناحیه‌ای کوهستانی در جنوب اندلس که امروزه به کوهستان رُنده مشهور است. تاکرنا واژه‌‌ای بربری است و در بسیاری از نامهای جغرافیایی در شمال افریقا به صورتهای گوناگون دیده می‌شود که مشهورترین آنها، تکرونه در تونس است
  • تاشقرغان* |
  • تاک | تاک، یا مو، رَز، درخت انگور، از تیرۀ vitaceae و با نام علمی vitis vinifera.
  • تالس* |
  • تامر ملاط | تامِرْ مَلّاط (1273-1333ق / 1856-1914م)، فرزند یواکیم ابن منصور، شاعر، خطیب و قاضی لبنانی. مادرش عُطر نام داشت و برادرش شبلی (1878-1961م) نیز از بزرگان شعر بود
  • تاکستان | تاکِسْتان، شهرستان و شهری در استان قزوین: شهرستان تاکستان: این شهرستان باوسعتی برابر647‘ 3 کمـ2 متشکل از 4 بخش به نامهای اسفرورین، مرکزی، ضیاءآباد و خرمدشت، و 9 دهستان و 4 شهر به‌نامهای اسفرورین، تاکستان، ضیاءآباد و خرمدشت است
  • تالش | تالِش، سرزمینی در جنوب غربی دریای خزر و نیز رشته کوه و قومی به همین نام، همچنین نام شهرستانی در استان گیلان.
  • تأله | تَأَلُّه، اصطلاحی در فلسفه و عرفان، به معنی ژرف‌اندیشی در حکمت‌الاهی. تأله مصدر باب تَفَعُّل از واژۀ الاه، در لغت به معنای تعبّد وتنسّک است
  • تالشی | تالِشی، یکی از زبانهای ایرانی که در امتداد ساحل جنوبی دریای خزر تا منطقۀ «کپری چال»، در شمال غربی استان گیلان و بخشهایی از منطقۀ «لنکران»، در جمهوری آذربایجان بدان سخن می‌گویند.
  • تانزانیا | تانْزانیا، کشوری در کرانۀ شرقی افریقا. تانزانیا با 088‘945 کمـ‍‍ 2 مساحـت و 417‘979، 37 تن جمعیت (1385ش / 2006م)، یکی از بزرگ‌ترین کشورهای افریقای شرقی به‌شمار می‌رود
  • تاناشاه* |
  • تاورنیه | تـاوِرْنیه، ژان‌ ـ بـاتیست (1014-1100ق / 1605- 1689م)، جهانگرد و بازرگان معروف فرانسوی که بارها به ایران و مشرق‌زمین سفر کرد. سفرنامۀ او در شرح وقایع دورۀ صفویه بسیار حائز اهمیت است
  • تاهرت | تاهَرْت، یا تیهَرت، تیارِت، استان (ولایت) و شهری کهن در شمال الجزایر و پایتخت دولت اباضی مذهب رستمیان.
  • تایلند* |
  • تایبادی* |
  • تایی | تایی، زبان رسمی کشور تایلند که «سیامی» نیز نامیده می‌شود و عضوی از گروه زبانهای «تای» از خانواده‌ای بزرگ‌تر به نام «زبانهای آستروتای» به شمار می‌رود (باسمن، 482).
  • تأویل | تَأْویل، اصطلاحی در علوم قرآنی، و به‌طور عام در مطالعات مربوط به فهم نصوص که به نوع خاصی از برداشت از متن اشاره دارد و آن برداشتی است که به نحوی برخلاف ظاهر متن بوده باشد.
  • تبار* |
  • تأیید هندوستانی | تَأْییدِ هِنْدوسْتانی، خواجه عبدالله عظیم‌آبادی، متخلص به تأیید، شاعر و نویسندۀ سده‌های 12 و 13ق / 18 و 19م. نسب وی به خواجۀ سمرقند، فردوسی می‌رسد (عظیم‌آبادی، 301).
  • تباله | تَباله، شهر و وادی‌ای به‌همین نام در جنوب غربی شبه‌جزیرۀ عربستان. این شهر کهن و باستانی در °42 و ´23 طول غربی‌و°19 و ´57 عرض شمالی در فاصلۀ 200 کیلومتری از دریای‌سرخ و 100 کیلومتری غرب شهر‌ بیشه در جنوب‌غربی عربستان سعودی واقع است ( انکارتا1، نقشۀ عربستان سعودی؛ EI2).
  • تایباد | تایْباد، شهرستان و شهری در استان خراسان رضوی. در منابع تاریخی از این شهر با نامهای تایاباذ (سمعانی، 3 / 11؛ ابن عساکر، 1 / 146)، طایباذ (جنید، 119)، تائب‌آباد (جامی، 498) و تایاد (اعتمادالسلطنه، 1 / 539) یاد شده است.
  • تبانیان* |
  • تباین | تَبایُن، اصطلاحی در منطق که بر نسبت جدایی میان دو مفهوم کلی دلالت می‌کند. تباین یکی از «نِسَب اربعه» به شمار می‌رود، یعنی یکی از انواع چهارگانه‌ای که برای روابط میان کلیات می‌توان تصور کرد. در کاربردی دیگر، تباین در مبحث الفاظ عبارت است از رابطۀ دو واژه‌ای که معانی آنها مختلف باشد.
  • تبرک | تَبَرُّک، برکت جویی یا درخواست خجستگی، میمنت و شگون و نوعی طلب التفات و مراحم از خداوند و موجودات قدسی فراطبیعی.
  • تبت | تَبَّت، صد و یازدهمین سوره از قرآن کریم، دارای 5 آیه، 24 کلمه و 81 حرف. این سوره از دیرباز با نامهایی چون «تبت یدا ابی لهب» (ابن‌ندیم، 28؛ سیوطی، الدر…، 6 / 701)، ابی‌لهب (فراء، 3 / 298)، والمسد (طبرسی، 10 / 714) شناخته بوده، و شهرت داشته است.
  • تبت | تَبَّت، سرزمینی در آسیای مرکزی، واقع در فلات تبت کـه در زبـان تبتی بـود ـ یول1 و پویول2 نامیده می‌شود. این سرزمیـن به گونۀ سنتی شامل 3 بخش اوـ تسانگ3 (مرکزی و غربی)، آمْدو (شمال شرقی) و کام (شرقی و جنوب شرقی) بوده است.
  • تبرائیان و تولائیان* |
  • تبریز | تَبْریز، روزنامه‌ای سیاسی و خبری که به زبان فارسی و در فاصلۀ سالهای 1328ق / 1910م و دست کم تا اواخر دهۀ 40ش، در 3 دورۀ جداگانه در شهر تبریز منتشر می‌شد...
  • تبریز، انجمن | تَبْریْز، اَنْجُمَن، نهادی سیاسی در تبریز که در دورۀ مجلس اول و نیز پس از انحلال آن در انقلاب نقش مهمی ایفا کرد.
  • تبریزی، ملارجبعلی | تَبْریزی، ملّا رجبعلی (د 1080ق / 1669م)، حکیم مشائی حوزۀ فلسفی اصفهان. او در تبریز به دنیا آمد. اهل سفر بود و مدتی در بغداد به ریاضت و سلوک اشتغال داشت
  • تبریزی، خطیب* |
  • تبریزی، محمدتقی* |
  • تبریزی، امین‌الدین | تَبْریزی، امین‌الدین مظفر بن ابی محمد (ابی‌الخیر) بن اسماعیل وارانی (558- ذیحجۀ 621ق / 1163- دسامبر 1224م)، فقیه شافعی و صاحب المختصر فی الفروع.

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: